بدون تردید، روحانیت در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با تأسیس دولتی دینی در ایران، امكان‌های جدیدی بر خود گشود و به ظرفیت‌ها، توانائیها و مشكلات فرا روی خود، آگاهی‌های مفیدی دست یافت.

روحانیت پیش از آن، به تولید مفاهیمی در باب نظم سیاسی پرداخته بود كه عمدتاً خصلت نظری، فردی، آرمانی، ثابت محوری، كلی‌گویی و اطلاق‌پذیری داشت، در حالی كه شرایط جدید از آنـها واقع‌گرایی، جمع‌گرایی و توجه به جزئیات و نسبت‌ها مطالبه می‌كرد.

این مطالبات، آنان را در موقعیت ویژه‌ای قرار می‌د‌اد كه در هیچ یك از ادوار سابق بر آن، بدست نیامده بود. گرچه روحانیت، عصر مشروطه را تجربه و حتی به حمایت یا مخالفت با آن نظریه‌پردازی كرده بود اما مشاركت نیم بند او در پارلمان، هرگز نتوانسته بود به خواسته‌هایش در عصر غیبت تحقق عینی بخشد.

 روحانیت كـه در آغـاز، پـرشـور‌تـرین حامیان مشروطه به حساب می‌آمدند و بارها بر وجوب آن تأكید و مخالفت با آن را مخالفت با مام زمان (ع) بشمار می‌آوردند به تدریج بر سر مفاهیم و نحوه شكل‌گیری آن در مقابل هم ایستادند. با فروكش كردن تب و تاب مشروطه‌خواهی، بسیاری از روحانیون حتی به شنیدن نام مشروطه نیز رغبت نشان نمی‌دادند و حتی آیت‌الله نائینی، نسخه‌های بجای مانده از تنبیه الامه را جمع‌آوری كرد و آیت‌الله طباطبایی پی در پی تكرار می‌كرد كه سركه ریختیم شراب شد(1)

اما آنچه در فرجام این دلسردی اهمیت داشت آن بود كه روحانیت تنها گروهی بود كه بیشترین لطمات را متحمل شد. هم به هدف خود در مشروطه یعنی تقویت جامعه اسلامی، جلوگیری از نفوذ بیگانگان و رهایی از ظلم و برطرف كردن فقر اقتصادی و نهایتاً گسترش دینداری نرسید و هم با از دست دادن منزلت اجتماعی خود، دوران تلخی را تجربه كرد و بالاخره اینكه با به قدرت رسیدن رضا خان وارد دوره‌ای شد كه معمولاً روحانیت از آن به بدی و سیاهی یاد می‌كرد (2.)

 در واقع، امام خمینی با نظریه استادش آیت‌الله حائری، مبنی بر محدودیت ولایت فقها در امور حسبیه، مخالفت ورزید و با چرخش از نظریه مشروطه، به دفاع از ولایت سیاسی فقیهان در ساختاری به غیر از سلطنت پرداخت.

گرچه متن این گفتگوها، روحانیت را به دخالت در امور و مقدرات كشور تشویق می‌كرد اما جایگاه روحانیون به غیر از ولی فقیه كه معمولاً روحانی است را مبهم گذاشت تا گذشت زمان، ضرورت چنین جایگاهی را تبیین نماید.

برخلاف پیش‌بینی‌های اولیه، انقلاب در ایران به پیروزی رسید، اسلام به ایدئولوژی غالب، مبدل و روحانیت توانست با تأسیس دولتی مبتنی بر آرمان‌های خود، حاكمیت خویش را برقرار سازد. كاری كه روشن‌فكران نتوانستند پس از ورود مشروطیت به ایران به انجام رسانند. دولت‌مداری روحانیت، آنچنان اهمیت یافت كه برخی از پژوهشگران عرب آن را آغاز دوره‌ی جدیدی از تفكر اسلامی دانسته و بر تأثیرات مثبت آن بر جریان عمومی اندیشه اسلامی صحه نهادند (3.)

در این دوره، گذشته از اینكه اندیشه اسلامی، مورد پذیرش عموم مردم قرار گرفت، با واقعیت‌های شدیداً متغیری پیوند خورد، از حاشیه به متن آمد و از عزلت به سوی حضور و از جمود به سوی حركت و از میراث‌گرایی به سوی نوگرایی بیرون آمد و با برپایی دولتی دینی در ایران عملاً آنچه در آرمان می‌گفت به تجربه و آزمون گذاشت.  

ابژه شدن روحانیت در مطالعات دیگران، گرچه از خصائص قداست‌آمیز این نهاد می‌كاهد اما این ضرورت ناخواسته عقلانیت مدرن است كه طبعاً روحانیت را در عصر جدید به نقد می‌كشاند، چیزی كه از آغاز مواجهه روحانیت با مدرنیته و از دوره‌ی مشروطیت به این سو رخ داده است.

شاید همین ملاحظات عصر جدید باشد كه روحانیت نیز همواره ناقدینی در درون خود پرورانده است. با این همه نقد روحانیت، هرگز به معنای برملا ساختن معایب درون سازمانی و نیز تبعات منفی حـضـور آنـان در عـرصه‌ی قدرت سیاسی نیست. بلكه پیامدهای چنین حضوری مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. گذشته از مخالفین سنتی روحانیت كه چنین ایده‌ای در پیش دارند، اغلب كسانی كه در این حوزه، تامل ورزیده‌اند، به روحانیت به عنوان بزرگترین <سرمایه‌ی اجتماعی> جامعه دینی ایران نظر می‌كنند كه بدیل و جایگزین قابلی ندارد. از این رو، تأملات نقادانه آنان نیز بیش از آنكه خصلتی منفی گرایانه داشته باشد غایتی <آسیب‌زدایی> دارد.

<روحانیت را نباید شكست، اگر روحانیت سالم بماند... دین، انقلاب، ایمان مردم، عشق مردم و اتحاد مردم حفظ خواهد شد، اگر این مایه‌ی اصلی را شكستیم، ضایع كردیم، همه چیز از هم خواهد پاشید>.(4)

منبع:جام جم آن لاین

1. حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران، تهران، امیر كبیر، 1364، ص 167.‌ 2. رازی (شریف)، شیخ محمد، آثار الحجه`، قم موسسه مطبوعاتی دارالكتاب، 1332، ص 86. و نیز: الامام الخمینی، التعلیقه علی الفوائد الرضویه، تهران، عروج، 1357، ص 160 159.‌ 3. زكی میلاد، تحولات و خط سیر اندیشه اسلامی معاصر، ترجمه محمد جمعه امینی، نشریه علوم سیاسی، شماره 20، ص 117 و 118.‌ 4. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با روحانیون و ائمه جمعه كاشان، 3/9/1366