http://www.neyestan.com/pic/dr.soroosh21.jpg

شاید عبدالکریم سروش با خود عهد بسته باشد با چند گروه تا ابد دراویزد.
می توان از احمد فرید استاد فقید فلسفه دانشگاه تهران و شاگردان او نام برد که بارها از زبان و قلم سروش متهم به خشونت گرایی شده اند.

می توان به سنت گرایان و در راس انان به سید حسین نصر اشاره کرد که سروش او را نیز با زبان پر طعن خود نواخته است.

اما می توان و باید از گروه سومی نام برد که سروش علی الدوام با انها سر ستیزه داشته و دارد.روحانیون و دانش اموختگاه حوزه های علمیه.

سروش و امام خمینی

جدال سروش و روحانیون سابقه زیادی ندارد او روزی با مصباح یزدی.جعفر سبحانی و مرتضی مطهری روابط حسنه ای داشته...در موسسه کلامی جعفر سبحانی برای شاگردان او سخرانی کرده. در کنار مصباح یزدی با مارکسیتها بر سر میز مذاکره نشته است.

اما سروش که دانش اموخته فلسفه و تاریخ علم ست و حتی چندی در قم سابقه تحصیل دارد.کتابی به نام «نهاد نا ارام جهان»نگاشت که در ان حرکت جوهری ملاصدرای شیرازی را با قانون جاذبه نیوتن و تئوری نسبیت انیشتین مقایسه کرده بود.


نگاشتن همین کتاب و رسیدن ان به دست مرتضی مطهری کافی بود تا خواندنش را به استاد خود امام خمینی پیشنهاد دهد...پیشنهادی که با استقبال و سپس تحسین ایشان مواجه شده و از قضا سروش را نیز خوشنود کرده بود...همین اشنایی بعدا موجب ان میشود که رهبر فقید انقلاب از سروش برای عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی دعوت کند...دعوتی که گرچه اجابت شد اما بزودی با تقدیم استعفای سروش به امام خمینی عمر کوتاه این عضویت به سر اید.


سروش و صادق لاریجانی

https://dl.getdropbox.com/u/585832/Larijani1.jpg
صادق لاریجانی نخستین طلبه جوانی بود که از حوزه علمیه قم وارد مناظره با سروش  شد و نظریه قبض و بسط او را به چالش کشید...او حتی مقاله ای از پاپر فیلسوف مورد علاقه سروش ترجمه کرده بود که در کتاب «علم چیست؟فلیفه چیست» چاپ شد اما در چاپ های بعدی سروش ترجیح داده بود مقاله را بدون نام لاریجانی در کتاب خود منتشر کند.


سروش و مصباح یزدی

سروش که تا دیروز روابط دوستانه ای با مصباح یزدی داشت و حتی رابط او با دانشجویان خارج نشین بود.اما امروز ذره ای از اندیشه های او را بر نمی تابد و جریانش را حتی با انجمن حجتیه قابل قیاس نمی داند.
ایت الله محمد تقی مصباح یزدی از روحانیون پر نفوذ قم و از شاگردان ایت الله علامه طباطبایی و امام خمینی ست...او صاحب موسسه ای ست که به تربیت طلاب جوان و اموختن علوم انسانی جدید به انها می پردازد...مصباح یزدی از سالها پیش با تمام توان در پی توریزه کردن نظریه ولایت فقیه بوده نظریه ای که از استاد فقید خود امام خمینی فراگرفته و یکی از اشکال پیوند دین و سیاست به حساب می اید.

http://hasanroozi.persiangig.com/image/mecca/mesbah.jpg
سروش اما تمام این ساله به مصباح یزدی تاخته و او را نه فقیه و نه فیلسوف می داند. او پیرامون شخصیت مصباح یزدی چنین می گوید: او نه فقیه است، نه از تاریخ اسلام چیزی می داند،...

سروش بارها از سوی ایت الله و شاگردانش به مناظره دعوت شده دعوتی که هیچگاه از سوی سروش اجابت نشده است.


سروش و ایت الله سبحانی




سروش با ایت الله سبحانی نیز روابط حسنه داشت...او برای دانش پژوهان موسسه امام صداق سخنرانی می کرد و نتیجه پنج جلسه از ان سخنرانی ها در صدر کتاب«قبض و بسط تئوریک شریعت» چاب شده است.
او که اخیرا در مصاحبه ای جنجالی سخنانی پیرامون حقیقت وحی و قران بیان کرده بود. با جواب سبحانی مواجه شد گرچه این گفتگو نیز در دور دوم از سوی ایت الله به جهت انچه ترس از توهین بیشتر سروش به علما خوانده شد. متوقف شد.


برخورد سروش با منتقدین

سروش گرچه طی این ساله از دیانت و اخلاق دم زده است اما در برخورد با منتقدین خود هیچگاه رسم ادب و اخلاق را به جای نیاورده...او جریان مصباح را فاشیسم می داند...فردید را خشونت طلب...حداد عادل، احمد احمدی، احمد فردید، رضا داوری، علی لاریجانی همه را کسانی می داند که دارای پایی سست در فلسفه و پایی محکم در استبداد سیاسی دارند.

در کارنامه سروش اما نامه نگاری های او با روسای جمهور نیز به چشم می خورد...او زمانی به هاشمی رفسنجانی و زمان دیگر به محمد خاتمی نامه نوشت و در رنجنامه اش به خاتمی پس از اشاره به دستگیری محسن سازگارا و تعطیلی 2 مجموعه صراط و پژوهش نوشته بود: «اقای خاتمی! می روی و از مژگانت خون خلق می ریزد».
او حتی برای اخرین نخست وزیر نیز نامه ای نوشته بود و تنها مانده بود که به رییس جمهور اسبق و رهبر فعلی انقلاب اسلامی نامه سرگشاده بنویسد.تا در قلمش نامه نگاری به همه روسای جمهور را ازموده باشد.


سروش و رهبر انقلاب

 سروش که دیروز مورد تحسین امام راحل واقع شده بوداما اینکه دست به قلم برده و نامه ای به رهبر معظم انقلاب  نایب او نگاشته و ضمن انتقاد. حوادث اخیر را اجابت دعای خود از وی خداوند دانسته.و خطاب به ایشان گفته: می دانم كه روزهای تلخ و سختی را می گذارنید. خطا كرده اید، خطایی سخت. تدبیر این خطا را من دوازده سال پیش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگیرید.

او سپس گفته: می خواهم به شما بگویم دفتر ایام ورق خورده است و بخت از نظام برگشته است ، آبرویش به یغما رفته است و طشت رسوائیس از بام تاریخ افتاده است. كشف عورت شده است. خدا هم از شما رو گردان شده و ستاریت خود را باز گرفته است. آن دلیری ها كه در كنج خلوت و در پرده تزویر می كردید فاش شده است.

او پس از انکه در انتخابات اخیر از کروبی حمایت کرده بود و در انتقاد از میر حسین موسوی گفته بود که تغییری در او نمی بینم در ادامه می گوید: جنبش سبز برای آفریدن ایرانی سبز اكنون محكم نهاد شده است. چون شجره طیبه ای كه پایی در زمین و سری در آسمان دارد و به اذن خدا در ثمر بخشی است (اصلها ثابت  و فرعها فی السماء – سوره ابراهیم). این جنبش شهید سبز خود، شعر و شاعر سبز خود، ادب و هنر و گوینده و گفتمان سبز خود را پیدا كرده است. محصول بیست سال جهاد فرهنگی و دردمندانه روشنگران و پیكارگران عرصه سیاست و فرهنگ است.


سروش در نامه خود اخرین تیر را رها کرده و انبوهی از ناراحتی های خود را بر زبان قلم اورده...گویا دیگر امیدی به بازگشت ندارد.