افول یک نسل از روحانیون سیاسی.

http://stopguardianabuse.org/_borders/stop_new.gif

پس از انقلاب بود که اولین دوره مجلس شورای اسلامی را جمع زیادی از روحانیون تشکیل می دادند...هاشمی رفسنجانی رییس چنین مجلسی بود.

این سیر اما چندان به طول نیانجامید.به تدریج از تعداد نماینده های روحانی کاسته شد و  ریاست مجلس نیز از روحانیون به غیر روحانیون تغییر مسیر داد. حداد عادل نخستین رییس غیر روحانی مجلس و محمود احمدی نژاد اولین رییس جمهوری بودند که جای روحانیون پر نفوذ سابق را گرفتند.

مجلس ششم را می توان پایان عمر ریاست روحانیون در مجلس شورا دانست...همچنین انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 84 نیز سرنوشتی مشابه برای روحانیون سیاسی بود.

اغاز رقابت

در سال 84 دو روحانی پر نفوذ و از یاران قدیمی امام با محمود احمدی نژاد وارد رقابت می شوند که در نهایت هر یک در دور اول و دوم طعم تلخ شکست را پذیرا می شوند.

http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2009%5C6%5C11%5Cimg633802780215000000.jpg

این دو نفر هر دو سابقه دو دوره ریاست مجلس را نیز در کارنامه خود داشتند اما گویا قوه اجرایی کشور را برای اجرا و پیشبرد اهداف و برنامه های خود مناسب تر می دیدند. اینگونه بود که هر دو سال 84 مستقیما وارد کار و زار انتخابات شدند و اما سال 88 هاشمی رفسنجانی ترجیح داد در خفا مبارزه چهار سال پیش خود را با حمایت از اخرین نخست وزیر ادامه دهد...مهدی کروبی نیز که سال 84 خواب نما شده بود با تشکیل حزب و روزنامه بار دیگر به رقابت مستقیم با احمدی نژاد رفت.

اما پایان ماجرا.

22 خرداد 88 مهدی کروبی اما ناتوان تر از ان بود که بتواند ارایی بیش از ارای باطله کسب کند...هاشمی رفسنجانی نیز بار دیگر شکست غیر مستقیمی از احمدی نژاد پذیرا شد.

او در این انتخابات تنها به حمایت معنوی از میرحسین موسوی نپرداخت.دانشگاه ازاد اسلامی به همراه ذخایر عظیم مالی در جهت حمایت از اخرین نخست وزیر بود.مهدی و فایزه هر دو با حمایت خود در جهت مقابل احمدی نزاد حرکت می کردند.اما نتیجه باز هم به مانند چهار سال قبل بود.

باز هم شکست دیگری برای این دو روحانی در برابر اهنگر زاده ای که از فرمانداری اردبیل تا شهرداری تهران راه پیشرفت را اهسته اما پیوسته پیموده بود...او نه ریاست مجلس شورا و نه سوابق انقلابی را برای خود یدک می کشید...تنها شعار عدالت. ولایت مداری و حمایت از فقرایی را سر می داد که طی سالها استخوان هاشان زیر خط پنهان اما سنگین فقر خرد و نرم شده بود.

محمود احمدی نژاد به خوبی می دانست که مهمترین رقبای او روحانیون پر نفوذ و با سابقه ای هستند که در دوره قبل مستقیم  اما در این دوره غیر مسقیم به جنگ با او امده اند...این بود که در مناظرات تلوزیونی به صراحت از مخالفت هاشمی و خاندانش با خود سخن گفت.

محاکمه روحانیون توسط احمدی نژاد.

3 ماه و 3 روز از مناظره احمدی نژاد با شیخ مهدی کروبی می گذرد.
در این مناظره شیخ اصلاحات علی رغم وعده قبلی نتوانست مناظره ای چالشی با رقیبش داشته باشد...او گرچه سوالاتی از احمدی نژاد پرسید که جوابی در پی نداشت.


http://prespix.persiangig.com/Monazereh/Karrobi/6.jpg

شهرام جزایری محور سوال مکرر احمدی نژاد


اما محمود احمدی نژاد نیز بارها از شیخ اصلاحات سوال کرد که 300 میلیون تومان شهرام جزایری را کجا خرج کرده؟ او نیز با اعتراف به اخذ تنها 200میلیون تومان اعلام کرد که نسبت به نا مشروع بودن این اموال بی اطلاع بوده است.

اطلاعات ادبی شیخ اصلاحات در معرض سوال.

احمدی نژاد تنها به رفتار گذشته کروبی انتقاد نکرد. او سواد شیخ کروبی را نیز از تیغ تیز انتقاد گذراند. ان زمان که او را به مراجعه به اساتید زبان عربی برای فهم معنای کلمه«العربیه» در عنوان «خلیج الدول العربیه » توصیه کرد.

تردید در کارشناسی ارشد کروبی.

احمدی نژاد بازهم کروبی را مورد انتقاد قرار داد که او خود تصمیم گیرنده نیست بلکه کار شناسانی هستند که برای او امارها و برنامه هایش را تنظیم می کنند...او به کروبی گفت: رییس جمهور باید کارشناس ارشد باشد تا بتواند بهترین تصمیم را بگیرد و الا همان مشاورین و اطرافیان او بیایند رییس جمهور شوند.

نتیجه

اینگونه بود که احمدی نژاد اخرین میخ را به تابوت این نسل از روحانیون زد و برای بار دوم انها را سخت شکست دارد.

این به معنای پایان عمر نسل اسبق روحانیون سیاسی ست...کسانی که سالها سابقه مدیریت دارند و حال وقت استراحت انها ست.

اما سالیان اخیر شاهد ظهور روحانیون جوان و اگاهی در عرصه سیاست ورزی هستیم که از میان انها می توان به قاسم روانبخش.حمید رسایی.مرتضی اقا تهرانی اشاره کرد.